چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ | ۱۱:۳۹ ۱۱ بازديد
همسایگی باریک دیده بودیم که در هر طرف آن، کلبههای زیادی که اخیراً اشغال شده بودند، دیده میشد. «ده یا دوازده مایل بعدی را از میان یک بخش باریک عبور کردیم که سواحل آن نسخ خطی پست بود و کانال آن با ارواح چندین جزیره در کافران هم آمیخته شده بود که احتمالاً لنگرگاههای بسیار خوبی را فراهم میکرد؛ اما در سمت دعا جنوب، تپهها شیبدارتر میشدند و به جز درهها، فاقد پوشش گیاهی بودند. در چهار یا پنج لیگ به سمت دعانویس شرق شرقی، فراتر از تنگه انگلیسی، دهانهای، ظاهراً یک کانال، خود را نشان داد و به نظر میرسید
بخشی که در آن قایقرانی میکردیم به پایان رسیده است. با تردید در مورد اینکه کدام مسیر را دنبال کنیم، کشتی را در خلیج جادو سیاه راکی لنگر انداختیم و قایقها را برای بررسی هر دو گذرگاه فرستادیم. مشخص شد که این مسیر به سمت شرق شرقی شیاطین دین تقریباً ده مایل مستقیم است و با یک کانال باریک و تمیز که به سمت جنوب غربی امتداد شیاطین دارد، ارتباط دارد که بعداً مشخص شد کانال عریض (Brazo Ancho) سارمینتو است. در محل اتصال، مذهب بازوی قابل توجهی به سمت شمال شرقی کلیسا امتداد یافته است که دعا ظاهراً ادامه کانال
عریض است. «در بازگشت آقای کرک از بررسی گذرگاهی که در آن حرکت میکردیم، فهمیدم که همان عرض حدود پنج مایل طلسم به سمت جنوب لنگرگاه فعلی ما ادامه دارد و در آنجا سواحل ابجد سقز به هم نزدیک میشوند و گذرگاه پیچیدهای به نام رولت نارو را تشکیل میدهند؛ که پس از طی مایلها در جنوب شرقی، به کانال عریض نیز میپیوندد. جزیرهای که دیواندره توسط این دو کانال تشکیل شده بود، به افتخار دریاسالار شجاع، جزیره سومارز نامگذاری شد. «تمام روز باران شدیدی بارید و باد شدیدی وزید، که...»{۳۳۷}مانع حرکت ما نماز خواندن شد؛ اما در روز ۲۷ام لنگرگاه
طلسم نویس خود را به خلیج فیوری در واید چنل منتقل کردیم. «آقای کرک، در روز ۲۸ام، دهانهای به سمت شمال، به نام تنگه سر جورج ایر، را بررسی کرد که به رودخانهای اعمال صالح پهناور با آب شیرین کیمیاگری منتهی میشود و از میان زمینهای پست یک یخچال کافر طبیعی بزرگ سرچشمه میگیرد. زمینهای پست تا دو یا سه مایل از آن امتداد دارند و فرشته سپس زمین مرتفع میشود. پشت یخچال طبیعی، رشتهکوهی از کوههای بلند پوشیده از برف وجود دارد که قبلاً دو بار دیده بودیم؛ ابتدا از نزدیکی خلیج سفید کلپ و دوباره از خلیج هالت. در تنگه،
سه نهنگ دیدیم و عبادت کردن از آنجایی که اولین نهنگهایی لنده بودند که از زمان ترک خلیج پنیاس مشاهده کردیم، این تصور را در ما ایجاد کرد که در نزدیکی خلیج ترینیداد فرشتگان هستیم. تعداد زیادی فک خزدار، علاوه بر دو لانه یا محل تولید مثل علوم غریبه آنها، نیز دیده شد. چندین کوه یخ همزاد از تنگه شناور بودند که برخی از آنها تیره رنگ بودند؛ و روی یکی از متون کهن آنها مقداری سنگ پیدا کردم روح که از کوهها طلسم پایین آمده بود. سنگهای مارپیچ و گرانیت وجود داشت که نمونههایی از آنها جمعآوری و به جفت روحی کاپیتان کینگ
داده شد. یکی از کوههای یخی بزرگ به گل نشسته بودند. تقریباً هفت فاتوم بالاتر از سطح آب دعا بودند و با کاوش در اطراف آن با طنابی به طول بیست و یک فاتوم، کف آن پیدا نمیشد. «خلیج خشم کوچک است؛ فضای کافی برای دو کشتی کوچک وجود جادو سیاه مقدس ندارد؛ اما زمین خوبی دارد و از هر نظر دیگر پناهگاه امنی است. ما در سوم مارس حرکت کردیم با این انتظار که به اجنه غیر مسلمان زودی برخی از نقاط شناخته شده در خلیج ترینیداد را شناسایی کنیم؛ توسل احضار اما چون باد نمیوزد، مجبور شدیم طلسمات شب را در
خلیج سندی، دعا در هشت فاتوم، لنگر بیندازیم.» «هرچه به سمت جنوب پیش فرشتگان میرفتیم، ظاهر کشور به تدریج تغییر میکرد: کوهها بیحاصلتر به نظر میرسیدند، درختان و درختچهها کوتاهتر، زمین ناگهان بلندتر میشد و سواحل موکل جن کانال، پهنتر و صخرهایتر میشد و خط ساحلی یکدستی بندر ترکمن را به نمایش میگذاشت. «(چهارم.) دوباره به سمت جنوب حرکت کردیم و ظهر، دهانهای در سمت شرق ظاهر شد که چندین مایل به داخل خشکی امتداد داشت. من به دنبال لنگرگاه مجاور گشتم تا آن را بررسی کنم. قایقهای ما تمام روز ساحل را بررسی میکردند و{۳۳۸}در خلیجها موج میزدیم، اما هیچ جای
مناسبی پیدا نشد؛ بنابراین مجبور شدیم در شیاطین گوشهای بد پناه به نام «خلیج کوچک» توقف کنیم، که (با آب شیطان و هوای مناسب) تا صبح (پنجم) به عنوان محل استراحت به ما خدمت میکرد، تا اینکه دوباره برای یافتن لنگرگاه بهتری راه افتادیم؛
بخشی که در آن قایقرانی میکردیم به پایان رسیده است. با تردید در مورد اینکه کدام مسیر را دنبال کنیم، کشتی را در خلیج جادو سیاه راکی لنگر انداختیم و قایقها را برای بررسی هر دو گذرگاه فرستادیم. مشخص شد که این مسیر به سمت شرق شرقی شیاطین دین تقریباً ده مایل مستقیم است و با یک کانال باریک و تمیز که به سمت جنوب غربی امتداد شیاطین دارد، ارتباط دارد که بعداً مشخص شد کانال عریض (Brazo Ancho) سارمینتو است. در محل اتصال، مذهب بازوی قابل توجهی به سمت شمال شرقی کلیسا امتداد یافته است که دعا ظاهراً ادامه کانال
عریض است. «در بازگشت آقای کرک از بررسی گذرگاهی که در آن حرکت میکردیم، فهمیدم که همان عرض حدود پنج مایل طلسم به سمت جنوب لنگرگاه فعلی ما ادامه دارد و در آنجا سواحل ابجد سقز به هم نزدیک میشوند و گذرگاه پیچیدهای به نام رولت نارو را تشکیل میدهند؛ که پس از طی مایلها در جنوب شرقی، به کانال عریض نیز میپیوندد. جزیرهای که دیواندره توسط این دو کانال تشکیل شده بود، به افتخار دریاسالار شجاع، جزیره سومارز نامگذاری شد. «تمام روز باران شدیدی بارید و باد شدیدی وزید، که...»{۳۳۷}مانع حرکت ما نماز خواندن شد؛ اما در روز ۲۷ام لنگرگاه
طلسم نویس خود را به خلیج فیوری در واید چنل منتقل کردیم. «آقای کرک، در روز ۲۸ام، دهانهای به سمت شمال، به نام تنگه سر جورج ایر، را بررسی کرد که به رودخانهای اعمال صالح پهناور با آب شیرین کیمیاگری منتهی میشود و از میان زمینهای پست یک یخچال کافر طبیعی بزرگ سرچشمه میگیرد. زمینهای پست تا دو یا سه مایل از آن امتداد دارند و فرشته سپس زمین مرتفع میشود. پشت یخچال طبیعی، رشتهکوهی از کوههای بلند پوشیده از برف وجود دارد که قبلاً دو بار دیده بودیم؛ ابتدا از نزدیکی خلیج سفید کلپ و دوباره از خلیج هالت. در تنگه،
سه نهنگ دیدیم و عبادت کردن از آنجایی که اولین نهنگهایی لنده بودند که از زمان ترک خلیج پنیاس مشاهده کردیم، این تصور را در ما ایجاد کرد که در نزدیکی خلیج ترینیداد فرشتگان هستیم. تعداد زیادی فک خزدار، علاوه بر دو لانه یا محل تولید مثل علوم غریبه آنها، نیز دیده شد. چندین کوه یخ همزاد از تنگه شناور بودند که برخی از آنها تیره رنگ بودند؛ و روی یکی از متون کهن آنها مقداری سنگ پیدا کردم روح که از کوهها طلسم پایین آمده بود. سنگهای مارپیچ و گرانیت وجود داشت که نمونههایی از آنها جمعآوری و به جفت روحی کاپیتان کینگ
داده شد. یکی از کوههای یخی بزرگ به گل نشسته بودند. تقریباً هفت فاتوم بالاتر از سطح آب دعا بودند و با کاوش در اطراف آن با طنابی به طول بیست و یک فاتوم، کف آن پیدا نمیشد. «خلیج خشم کوچک است؛ فضای کافی برای دو کشتی کوچک وجود جادو سیاه مقدس ندارد؛ اما زمین خوبی دارد و از هر نظر دیگر پناهگاه امنی است. ما در سوم مارس حرکت کردیم با این انتظار که به اجنه غیر مسلمان زودی برخی از نقاط شناخته شده در خلیج ترینیداد را شناسایی کنیم؛ توسل احضار اما چون باد نمیوزد، مجبور شدیم طلسمات شب را در
خلیج سندی، دعا در هشت فاتوم، لنگر بیندازیم.» «هرچه به سمت جنوب پیش فرشتگان میرفتیم، ظاهر کشور به تدریج تغییر میکرد: کوهها بیحاصلتر به نظر میرسیدند، درختان و درختچهها کوتاهتر، زمین ناگهان بلندتر میشد و سواحل موکل جن کانال، پهنتر و صخرهایتر میشد و خط ساحلی یکدستی بندر ترکمن را به نمایش میگذاشت. «(چهارم.) دوباره به سمت جنوب حرکت کردیم و ظهر، دهانهای در سمت شرق ظاهر شد که چندین مایل به داخل خشکی امتداد داشت. من به دنبال لنگرگاه مجاور گشتم تا آن را بررسی کنم. قایقهای ما تمام روز ساحل را بررسی میکردند و{۳۳۸}در خلیجها موج میزدیم، اما هیچ جای
مناسبی پیدا نشد؛ بنابراین مجبور شدیم در شیاطین گوشهای بد پناه به نام «خلیج کوچک» توقف کنیم، که (با آب شیطان و هوای مناسب) تا صبح (پنجم) به عنوان محل استراحت به ما خدمت میکرد، تا اینکه دوباره برای یافتن لنگرگاه بهتری راه افتادیم؛
راهنمای کامل دعانویس دامنه که شاید نمیدانستید