توضیحاتی کامل درباره دعانویس گلباف

۱۳ بازديد
شب، ویدما و همراهانش آتش‌های بزرگی روشن کردند، با این تصور که کشتی‌ها متعلق به ملت خودشان هستند. صبح روز بعد، قایقی از آنها اعزام شد؛ و سه نفر از گروه ویدما اجازه گرفتند تا به آنجا بروند و آن را شناسایی کنند. پس از نزدیک شدن به اندازه کافی، علامتی فرشتگان جادو داده شد؛ که بر سید و حاجی اساس آن، افراد داخل قایق به کافران سمت ساحل حرکت کردند و گفتند که از انگلستان هستند و عازم پرو، و اگر اسپانیایی‌ها می‌خواهند عبور کنند، بهتر دعانویس است سوار شوند. پس از کمی تردید، ناشی از ترس از اعتماد به قدرت

شیاطین مرتدان، آنها موافقت کردند؛ و به یکی از آنها اجازه ورود داده شد، اما دعانویس دو نفر دیگر در ساحل ماندند. در قایق، خود کاوندیش [31] مبتکر بود که با شنیدن جزئیات داستان آنها، دو سرباز دیگر را به ویدما فرستاد و پیشنهاد داد که او و بقیه افرادش را سوار احضار کند. کاوندیش به کشتی خود بازگشت؛ اما بدون معطلی بیشتر، به سمت ایسلا دوس پاتوس (جزیره سانتا ماگدالنا) حرکت فرشتگان کرد، جایی که با فراغت خاطر شش بشکه پنگوئن نمک‌سود کرد؛ و سپس برای تهیه چوب و آب به سمت سن فیلیپه حرکت کرد؛ چهار جادو سیاه روز

در آنجا ماند (در این مدت خانه‌های اسپانیایی‌ها را ویران کرد و شش توپ ابطال کردن جادو سوار شد)؛ و از آنجا به سفر دریایی خود طلسم ادامه داد. آن شخص نجات یافت{34}کاوندیش، که نامش تومه هرناندز بود، بعداً از دست او در کوینترو، نزدیک والپارایزو، فرار کرد؛ و با عزیمت به پرو، گزارشی از سرنوشت این دعا نویسی مستعمره کلیسا که بی‌رحمانه مورد بی‌توجهی قرار گرفته بود، فاضل آباد ارائه داد. این فرشته اولین و شاید آخرین تلاش برای اشغال کشوری بود طلسمات که هیچ دلگرمی برای انسان به همراه نداشت؛ منطقه‌ای که خاکش باتلاقی، سرد و نامناسب برای کشت و زرع است

و آب و هوایش متون کهن کاملاً سرد جفر و گرفته. نام سن فیلیپه طلسم با این مستعمره از بین رفت؛ زیرا کاوندیش آن را پورت فمین نامید، به کنایه از سرنوشت استعمارگران، که همه آنها، به جز مردی که او با خود برد، و یک نفر که دو سال گلباف بعد (در سال 1589) توسط اندرو مریکه نجات یافت، [32] از گرسنگی و بیماری‌های ناشی از آن جان باختند؛ و با این نامگذاری، این خلیج از گالیکش آن دعانویس زمان به طور جهانی شناخته شده است. برای بزرگداشت این شهر نگون بخت، کوهی بسیار پردرخت در پایین ارواح خلیج، که

منظره‌ای چشمگیر و زیبا را تشکیل می‌دهد، توسط ما کوه سن فیلیپه نامگذاری شده است. در این بندر، سارمینتو، در اولین سفر خود از طریق تنگه، با گروه بزرگی از سرخپوستان ارتباط برقرار کرد و در نتیجه آن را باهیا د لا جنته نامید؛ و رودخانه‌ای را که اکنون نام همزاد سدگر را بر خود دارد، سن خوان نامید. سارمینتو مالکیت رسمی این رودخانه و همچنین جادو سیاه کل تنگه را برای «ماموریت و خدمتگزاری جناب آقای کیمیاگری فیلیپ سگوندو» و غیره و غیره اعمال صالح به دست گرفت. همچنین شیاطین در اینجا بود که در نتیجه سالم ماندن معجزه‌آسای کشتی‌اش در

بسیاری از ...{35}او بارها تلاش جفت روحی کرد مقدس نام تنگه ذکر را به «استرکو د لا مادر د دیوس» تغییر دهد؛ اما مدت‌ها بود که آن را «ماگالهانس» می‌نامیدند، زیرا مقدس حتی نفوذ سارمینتو، که از حمایت قدرت فیلیپ برخوردار بود، نمی‌توانست جهان را به پذیرش چنین بی‌عدالتی کافر بزرگی ترغیب کند. "Magallanes، Señor، fué el primer hombre شماره ملا مذهب Que abriendo este Camino le dió nombre." ارسیلا آراکانا، کانتی. اول. ۸ اجنه غیر مسلمان اکتبر. در طول گشت و گذار با آقای تارن به خلیج ایگل، [33] فراتر از کیپ سن بندر گز ایسیدرو، ما تعداد زیادی مشرکان کلبه پیدا کردیم. در

آن زمان آنها برای ما تازگی داشتند و ما از اینکه آنها نشانه‌های خاصی از مکان‌های بسیار امن هستند، غافل بودیم، همانطور که تجربیات بعدی نشان داده است. ما اغلب از آنها استفاده می‌کردیم، پس از اینکه قدیس به خوبی تمیز شده بودند: بادبان قایق، که بر روی سقف نیم‌کره انداخته طلسم نویس می‌شد، محافظت کافی در برابر باران بود؛ و آنها همیشه به دلیل موقعیتشان در برابر باد به خوبی محافظت می‌شدند. در اینجا برای اولین بار، آن پرنده بسیار توسل قابل توجه، اردک بخار را دیدیم. قبل از اینکه قایق‌های بخار به طور کلی مورد استفاده قرار گیرند، این

موکل جن پرنده به دلیل سرعتش در حرکت روی سطح آب، "اسب مسابقه" نامیده می‌شد، نامی که اغلب در سفرهای کوک، بایرون علوم غریبه و سایر سفرها دیده می‌شود. این یک اردک غول پیکر است، بزرگترین اردکی که من دیده‌ام. پنجه عقبی لوب‌دار، پاهایش خیلی عقب
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.