درچه

فال ابجد

درچه

۵ بازديد
او برای ایفای نقش جاسوس نباشد. به گفته‌ی گراتان، به این مرد که «در همه چیز به جز نبوغ و دعا فلسفه فقیر بود»، به گفته‌ی انگلند، یکی از زندگینامه‌نویسانش، اطلاع داده شد که حضورش درچه در دوبلین برای انجام برخی تشریفات قبل از ثبت نامش در فهرست مدنی ایرلند ضروری است.[577] انگلستان می‌گوید مستمری‌ای که او در سال دعا گذشته در شرف دریافت آن بود، به دلیل تغییر در کابینه لغو شد؛ و آیا همین ملاحظه به خودی خود برای تسریع سفر کافی نبود؟ گفته می‌شود که اولیری در لندن توسط سر ایوان نپین، یک دیپلمات کارکشته، مورد مصاحبه قرار گرفته بود و موافقت کرده بود که برای انجام برخی تحقیقات به دوبلین بیاید.

اما چه کسی می‌تواند بگوید که چه کلمات زیرکانه‌ای به کار گرفته شده بود تا او را وادار جادو و طلسمات به خدمت به دبیر ایرلندی، اُرد، در قلعه دوبلین کند؟ اُرد در آن زمان خود را مردی نسبتاً لیبرال نشان می‌داد و مکاتبه‌کننده‌ی گراتان و لرد کنمار بود. مردم دنیا می‌دانند که هنگام نوشتن در مورد یک شخص، اغلب از زبانی بسیار متفاوت از زمانی که بهترین دعانویس شهر مستقیماً با آن شخص صحبت می‌شود، استفاده می‌شود. از سوی دیگر، باید به خاطر داشت که با فرض اینکه سیدنی برداشت درستی از آنچه گذشت را منتقل راوند می‌کند، به نظر می‌رسید اولیری حاضر است ۱۰۰ لیره را برای طلسم خدماتی که مربوط به فوریت‌های خاص آن زمان نبود، بپذیرد، اما به شرطی که سال به سال و با همان هزینه سالانه، به کاوش طلسم

عمیق برخی از اسرار گروه خود ادامه دهد. [صفحه ۲۴۰] وقتی او به دوبلین رسید، کشور غرق در نارضایتی شدید و به حق بود. طلسم نویس یکی از شکایات این بود که پارلمان نماینده‌ی کافی برای صدای مردم نداشت. در مارس ۱۷۸۴، فلاد لایحه‌ای برای «اصلاحات» ارائه کرد و بیست و شش شهرستان به نفع آن دادخواست دادند. تصمیم گرفته شده بود که بهترین دعانویس شهر کنوانسیون[578] سال قبل باید توسط یک کنگره ملی دنبال شود. این اعلامیه باعث ناامیدی قلعه شد. از دست دادن مستعمرات آمریکایی او تازه قهدریجان به پیت درسی آموخته بود. جزوه‌نویسان معاصر، که شاید به ملودرام مد روز آن زمان، «شبح قلعه»، فکر می‌کردند، بهترین دعانویس شهر قلعه دوبلین را در وحشت از وحشت‌های مرموز دیدند.

اورلانا می‌نویسد: «نامه‌های کنگره »[579] «حروف جادویی هستند که به خودی خود برای ظهور شبحی بهترین دعانویس شهر در برابر چشمان یک وزیر گناهکار کافی هستند - شبحی که گویی پرده‌هایش داران را در دل شب می‌کشد و او را از بالش بیدار می‌کند!» کنگره در طلسم نویس واقع روح کنوانسیون خیانت‌شده بود. قرار بود در ۲۷ سپتامبر ۱۷۸۴، پیش از کنگره‌ی پیش رو، جلسه‌ی بزرگی در تولسل دوبلین برگزار شود. ورود سریع اولیری و پارکر از لندن در ۲۴ سپتامبر و زمزمه‌ی محرمانه‌ی اُرد مبنی بر اینکه آنها جادو و طلسمات قرار است عملیات را بلافاصله آغاز کنند، این باور را ایجاد می‌کند که هر دو در این جلسه دعا حضور داشته‌اند.

در واقع، با توجه به رفتار برجسته‌ی اولیری در کنوانسیون قبلی، تقریباً مطمئن هستیم دعا که او در مذاکرات پس از آن شرکت داشته است. با این حال، هیچ اشاره‌ای به دعا اولیری یا پارکر جادو و طلسمات در متن نشده است. [صفحه ۲۴۱]چاپ‌های روز جادو و طلسمات دوبلین.[580] بدون شک، دائماً به کنگره و جلسه مقدماتی آن اشاره می‌شود، اما این کنگره پشت فولاد شهر درهای بسته برگزار شد و هیچ گزارشی از آن منتشر نشد. آنچه اتفاق افتاد را باید از منابع دیگر استخراج کرد. نامه‌ای از اُرد، که در مجله «زندگی» گراتان منتشر شده و به تاریخ 18 سپتامبر 1784، شش روز قبل از ورود اولیری از لندن، اشاره می‌کند که در جلسه آینده، مخالفت با طرح سوال در مورد انتخاب نمایندگان کنگره ملی مطرح خواهد شد.[581] از آنجایی که این دوره پر

از مسائل مهم بود، اما هنوز کمتر شناخته شده، شاید اجازه دهید چند نکته را از مجلات محلی آن زمان انتخاب کنم تا روحیه‌ای را که هر دو طرف را به حرکت در می‌آورد، نشان دهم. «دوبلین ایونینگ پست»، ارگان محبوب، «جداً برگزاری یک جلسه متعدد و آبرومند در تالس را در روز دوشنبه آینده توصیه می‌کند. این روزنامه می‌افزاید: «مناسبت برگزاری این جلسه عالی است.»[582] اما دیری نپایید که روزنامه‌نگار قلعه با خوشحالی فروپاشی را ثبت کرد. گریه و دندان قروچه در میان میهن‌پرستان شهر به دلیل ناامیدی غم‌انگیز دیروز در تولسل قابل توصیف نیست. این سقوط در کلان‌شهر چه نمناکی باید به بیلوییک‌های هنوز گرد هم نیامده بدهد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.