پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۴:۱۰ ۱ بازديد
و دلیل خوبی هم برای این وحشت دارند. به محض اینکه خیال این آقایان را در مورد اموالشان راحت کنید، به امر انقلاب اجازه داده میشود و دولت بریتانیا خود را در سیستم ترور خود گرفتار خواهد یافت، بدون اینکه دلیل آن را بداند. مقاله پیوست شامل نحوه اقدام من است و غیره و غیره. من این افتخار را دارم که ... ترنر سپس اضافه میکند:[74] ضمیمه، حاوی درگز رمزهایی که برای مارکیز داونشایر فرستادم، و پینوشت زیر: «هدف از این رمزها، اگر لازم دانستم از پاریس بنویسم، این بود که بگویم با چه کسانی ارتباط داشتهام و به عنوان کانالی برای انتقال هرگونه اطلاعاتی که ممکن است اجازه دهید در طول اقامتم ارسال کنم، باشد.» نامه باید خطاب به چارلز رانکن باشد.[75] جناب آقای الیوت، در پیملیکو، لندن، قرار است
در اداره پست عمومی هامبورگ قرار داده شود و با مهر مخصوصی که برای این منظور دارم، مهر و موم شود. به محض اینکه کاغذ یا سند مناسب را دریافت کنم، برای صرفهجویی در وقت، در صورت امکان، به انگلستان خواهم رفت. فریمان اگر این کار با رعایت نکات جادو و طلسمات ایمنی امکانپذیر نباشد، به برمن یا جادو و طلسمات هامبورگ خواهم رفت و از آنجا برای رانکن، که نزد او میآید، نامه مینویسم. من این موضوع را با سوگند تأیید میکنم و او فوراً به ایرلند میرود. رانکن،[76] او که در بلفاست بانکدار و ثروتمند بود، [صفحه ۲۹]و دولت به عنوان یک دوست به او نگاه میکند، میتواند رفت و برگشت کند، گویی در هامبورگ تسویه حساب میکند.
«بار دیگر التماس میکنم که به اطلاع شما برسانم که تأخیر، متأسفانه، به عنوان عدم رعایت مقررات تلقی خواهد شد؛ و اگر نکتهی خاصی هست که در مورد آن اطلاعات دقیقی میخواهید، فکر میکنم بتوانم آن را نظرآباد تهیه کنم.» نامه جاسوس سپس طلسم طلسم ادامه مییابد: به نظر میرسید که او (تالیران) با سفر من به ایرلند یا جادو و طلسمات انگلستان موافق نبود؛ از من طلسم نویس پرسید که آیا چیزی در مورد فیتزجرالد میدانم یا نه.[77] اولین دههی بعد را منتظرش بودم؛ گفت هیچ چیز قطعی نشده. پرسیدم که آیا ایرلندیها منتظر آمدنشان باشند دعا یا نه. گفت حتماً منتظر بمانند و خودشان را به خطر نیندازند یا لو ندهند.
«میتوانم به آنها اطمینان بدهم که ظرف سه ماه خواهید آمد؟» «نه، نمیتوانیم زمانی تعیین کنیم؛ ممکن است بیشتر باشد، یا خیلی طولانی نباشد. من به شما متکی هستم که دقیقترین بیانیه را با هر اطلاعاتی که میتوانید جمعآوری کنید، برایم تهیه کنید.» میخواستم بدانم در طلسم چه مورد خاصی، در غیر این صورت سردرگم خواهم شد؛ او گفت که نمیتواند بهترین دعانویس شهر هیچ چیز خاصی را ذکر کند. سپس قول دادم تا جایی که میتوانم بهطور کلی جمعآوری کنم، با یک مورد خاص و دقیق از ایرلند. سپس پرسیدم شاهین شهر که آیا میتوانم ادعا کنم که طلسم نویس دولت فرانسه از پرداخت هزینهی سفر قبلی خود و آنچه ارسال خواهد شد، راضی خواهد بود؛ اینکه آنها جادو و طلسمات ایرلندیها را به حال خود رها میکنند تا به محض از بین رفتن نفوذ انگلیس،
قانون اساسی خود را انتخاب کنند؛ و بدون توجه به ادعاهای قدیمی کاتولیکها و رفتار سیاسی آنها قبل از زمان حملهی واقعی، جادو و طلسمات داراییهای هر فرد را تضمین کنند. «میتوانید به آنها اطمینان دهید که اموال هیچ فردی توقیف نخواهد شد، اما برعکس. در مورد سایر موارد، ما نمیتوانیم پاسخی بدهیم.» - طلسم نویس «چه زمانی هیئت مدیره را خواهم دید؟» بهترین دعانویس شهر - «در نهم این دهه با رئیس جمهور صحبت خواهم کرد و میتوانید دعا یکی از آشنایان خود را که او میشناسد، نزد من بیاورید تا شما را معرفی مشگین شهر کند.» یا اینکه من میتوانم تنها بروم، زیرا نام من به اندازه کافی برای او آشنا بود.
بین آن و نهم، با آبه گرگوار صحبت کردم.[78] بهترین دعانویس شهر تا مرا همراهی کند؛ اما او [صفحه ۳۰]همانطور که استون هم آن را رد کرد؛[79] که در هشتم، به وزیر نوشتم که بگویم این دو نفر امتناع کردهاند و فکر میکنند که خود او باید این کار را انجام دهد، یا یادداشتی به عنوان مقدمه به رئیس جمهور به من بدهد؛ اما اگر این موضوع ناخوشایند باشد، من موضوع را بیشتر مطرح نمیکنم، زیرا به نظر من حرف او حرف هیئت مدیره است، و اینکه روز بعد طلسم نویس به هیئت مدیره مراجعه خواهم کرد، دعا اگر بتوانم با کسی ملاقات کنم، چه بهتر؛ در غیر این صورت، فکر میکنم انتظار بیشتر بیاحتیاطی است.
در اداره پست عمومی هامبورگ قرار داده شود و با مهر مخصوصی که برای این منظور دارم، مهر و موم شود. به محض اینکه کاغذ یا سند مناسب را دریافت کنم، برای صرفهجویی در وقت، در صورت امکان، به انگلستان خواهم رفت. فریمان اگر این کار با رعایت نکات جادو و طلسمات ایمنی امکانپذیر نباشد، به برمن یا جادو و طلسمات هامبورگ خواهم رفت و از آنجا برای رانکن، که نزد او میآید، نامه مینویسم. من این موضوع را با سوگند تأیید میکنم و او فوراً به ایرلند میرود. رانکن،[76] او که در بلفاست بانکدار و ثروتمند بود، [صفحه ۲۹]و دولت به عنوان یک دوست به او نگاه میکند، میتواند رفت و برگشت کند، گویی در هامبورگ تسویه حساب میکند.
«بار دیگر التماس میکنم که به اطلاع شما برسانم که تأخیر، متأسفانه، به عنوان عدم رعایت مقررات تلقی خواهد شد؛ و اگر نکتهی خاصی هست که در مورد آن اطلاعات دقیقی میخواهید، فکر میکنم بتوانم آن را نظرآباد تهیه کنم.» نامه جاسوس سپس طلسم طلسم ادامه مییابد: به نظر میرسید که او (تالیران) با سفر من به ایرلند یا جادو و طلسمات انگلستان موافق نبود؛ از من طلسم نویس پرسید که آیا چیزی در مورد فیتزجرالد میدانم یا نه.[77] اولین دههی بعد را منتظرش بودم؛ گفت هیچ چیز قطعی نشده. پرسیدم که آیا ایرلندیها منتظر آمدنشان باشند دعا یا نه. گفت حتماً منتظر بمانند و خودشان را به خطر نیندازند یا لو ندهند.
«میتوانم به آنها اطمینان بدهم که ظرف سه ماه خواهید آمد؟» «نه، نمیتوانیم زمانی تعیین کنیم؛ ممکن است بیشتر باشد، یا خیلی طولانی نباشد. من به شما متکی هستم که دقیقترین بیانیه را با هر اطلاعاتی که میتوانید جمعآوری کنید، برایم تهیه کنید.» میخواستم بدانم در طلسم چه مورد خاصی، در غیر این صورت سردرگم خواهم شد؛ او گفت که نمیتواند بهترین دعانویس شهر هیچ چیز خاصی را ذکر کند. سپس قول دادم تا جایی که میتوانم بهطور کلی جمعآوری کنم، با یک مورد خاص و دقیق از ایرلند. سپس پرسیدم شاهین شهر که آیا میتوانم ادعا کنم که طلسم نویس دولت فرانسه از پرداخت هزینهی سفر قبلی خود و آنچه ارسال خواهد شد، راضی خواهد بود؛ اینکه آنها جادو و طلسمات ایرلندیها را به حال خود رها میکنند تا به محض از بین رفتن نفوذ انگلیس،
قانون اساسی خود را انتخاب کنند؛ و بدون توجه به ادعاهای قدیمی کاتولیکها و رفتار سیاسی آنها قبل از زمان حملهی واقعی، جادو و طلسمات داراییهای هر فرد را تضمین کنند. «میتوانید به آنها اطمینان دهید که اموال هیچ فردی توقیف نخواهد شد، اما برعکس. در مورد سایر موارد، ما نمیتوانیم پاسخی بدهیم.» - طلسم نویس «چه زمانی هیئت مدیره را خواهم دید؟» بهترین دعانویس شهر - «در نهم این دهه با رئیس جمهور صحبت خواهم کرد و میتوانید دعا یکی از آشنایان خود را که او میشناسد، نزد من بیاورید تا شما را معرفی مشگین شهر کند.» یا اینکه من میتوانم تنها بروم، زیرا نام من به اندازه کافی برای او آشنا بود.
بین آن و نهم، با آبه گرگوار صحبت کردم.[78] بهترین دعانویس شهر تا مرا همراهی کند؛ اما او [صفحه ۳۰]همانطور که استون هم آن را رد کرد؛[79] که در هشتم، به وزیر نوشتم که بگویم این دو نفر امتناع کردهاند و فکر میکنند که خود او باید این کار را انجام دهد، یا یادداشتی به عنوان مقدمه به رئیس جمهور به من بدهد؛ اما اگر این موضوع ناخوشایند باشد، من موضوع را بیشتر مطرح نمیکنم، زیرا به نظر من حرف او حرف هیئت مدیره است، و اینکه روز بعد طلسم نویس به هیئت مدیره مراجعه خواهم کرد، دعا اگر بتوانم با کسی ملاقات کنم، چه بهتر؛ در غیر این صورت، فکر میکنم انتظار بیشتر بیاحتیاطی است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر