پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۰:۰۸ ۱ بازديد
فراز آن گالری کوچک و عجیب گوتیک قرار دارد. دو برج هشت ضلعی جلویی مزاحم هستند. به اندازه کافی بزرگ هستند و توجه بیشتری را نسبت به تالار به خود جلب میکنند، با این حال آنها فقط دارای پلههای مارپیچی تیره هستند که به گالری حیاط در کنار آن منتهی میشوند، اگرچه وانمود میکنند که وظیفهای مرتبط با تالار دارند. از این هم نقصتر، شکل ظاهری نما ملکان است که قرار طلسم است نمایانگر یک تالار مرکزی با دو بال باشد، در حالی که در آن سوی آن، نوعی دفتر ثبت و دفاتر اداری با یک برج جادو و طلسمات ساعت قرار دارد. حال، این دفاتر، که طلسم عملکردهای پایینتری دارند، مطمئناً باید به طور مشخص مشخص جادو و طلسمات میشدند و اعلام میکردند که صرفاً «وابسته» هستند.
اما خواهیم دید که آنها به یک سبک هستند و اهمیت یکسانی دارند، نه، بخشی از آنها کپی یکی از «بالهای» تالار است که کل طرح کلی را نامشخص میکند. تالار بزرگ شایستگیهایی دارد و ظرافت خاصی در آن وجود دارد، هرچند که بیشتر به چیزی کلیسایی اشاره دارد تا قانونی. گفته میشود که یک ردیف پله که به طاقهای بالایی منتهی میشود، تقریباً فراموش شده بود و بعداً به آن فکر شده بود. تمهیدات دسترسی طلسم نویس به حیاطهای مختلف و اتاقهای انتظار از نوع بسیار خارقالعادهای است، از طریق راهروهای تاریک، پلههای مارپیچ و سرسامآور و شکافهای گیجکننده. وقتی مردم خود را در تالار مییابند و طبیعتاً به دنبال دسترسی به حیاطها هستند، از ساختمان عجب شیر بیرون رانده میشوند و جادو و طلسمات باید از یک پله مارپیچ در دو برج بیرونی
بالا بروند. طلسم هیچ تصوری از راهروهای تاریک بالا، از حس ظلم و ستم، کمبود هوا و دعا نور که در آنها یافت طلسم نویس میشود، نمیتوان ارائه داد. حیاطها غارهای تاریک هستند که تقریباً همیشه باید از نور مصنوعی استفاده شود. هر چیدمانی کم و بیش نامناسب است و شکایات بیوقفهای وجود دارد. حقیقت این است بهترین دعانویس شهر که کل بنا باید با شجاعت بازسازی شود. راهروهای سنگی باید دور تالار بزرگ امتداد داشته باشند که با یک ردیف پله دوتایی عظیم و عظیم بهترین دعانویس شهر به دست میآیند. این راهروها سردرود باید مستقیماً به چندین دادگاه منتهی شوند. تمام تقسیمبندیهای جادو و طلسمات کوچک راهروها، اتاقهای انتظار برای اعضای هیئت منصفه، اتاقهای بهترین دعانویس شهر انتظار برای شاهدان، که فقط گیجکننده هستند، باید برداشته شوند.
باید مجموعهای جدید از دادگاهها روی قطعه خالی ساخته شوند. تمام تقصیر از جا دادن بیش از حد در یک منطقه کوچک طلسم نویس ناشی میشود. مطمئناً چنین راهحل قهرمانانهای دیر یا زود انجام خواهد شد. نزدیک دادگاههای حقوقی، و در محلی که تمپل بار قرار داشت، مجسمه بدنام «گریفین» قرار داده شده است که هنگام نصب، طوفانی از تمسخر را برانگیخت. به سختی میتوان اهر باور کرد که این چیز عجیب و غریب، که از نوعی پایه، کمی متظاهرانهتر از یک فواره آبخوری، با هیولایی در بالا و دو آدمک کوچک در کنار آن تشکیل شده است، حدود 10،000 پوند هزینه داشته است! مرحوم آقای استریت پیشنهاد طراحی یک طاق جدید را داد که با ساختمانش هماهنگ باشد و برای رفت و آمد مناسب باشد، اما این پیشنهاد رد شد.
به نظر میرسد سرنوشت بناهای تاریخی لندن تقریباً این است که با بیاحترامی تخریب شوند و شاید به کسی در روستا فروخته شوند تا عمارتهایشان را زینت دهند. سنگهای معبد تمپل بار، پس از حدود ده بهترین دعانویس شهر سال خاک خوردن در حیاط، توسط سر اچ. موکس خریداری و به ... منتقل شدند.{۱۳۳}مکانی به نام «تئوبالدز»، نزدیک والتام دعا کراس، جایی که به عنوان دروازهای به خیابان دوباره ساخته شده است. سنگها شمارهگذاری شده بودند، اما باران تمام رنگها را شست، بنابراین معمار برای کنار هم قرار دادن آذرشهر آنها با معمای دشواری روبرو بود. گفته میشود که این بنا طلسم جلوهای بسیار چشمگیر و رضایتبخش دارد.
اما ممکن طلسم نویس است جایی برای آن در شهر پیدا شده باشد. نردههای قدیمی جلوی کلیسای سنت پاول به کسی در آمریکا فروخته شده است. طلسم آقای سالا، که داستانهای عجیب زیادی از این نوع دارد، کشف کرد که سنگهای پل قدیمی لندن برای ساخت خانهای در کنت برده طلسم نویس شدهاند و اتصالات تالار بهترین دعانویس شهر ستاره اکنون یک اتاق غذاخوری را در خانه سر ادوارد کاست تزئین میکند. در حالی که راه پله بزرگ خانه نورثآمبرلند در عمارتی در ساوت کنزینگتون قرار دارد. آقای سالا از خانهای نه چندان دور از لیتون بازارد خبر دارد که دودکش خانه روبنز در آنتورپ در آنجا نصب شده است.
اما خواهیم دید که آنها به یک سبک هستند و اهمیت یکسانی دارند، نه، بخشی از آنها کپی یکی از «بالهای» تالار است که کل طرح کلی را نامشخص میکند. تالار بزرگ شایستگیهایی دارد و ظرافت خاصی در آن وجود دارد، هرچند که بیشتر به چیزی کلیسایی اشاره دارد تا قانونی. گفته میشود که یک ردیف پله که به طاقهای بالایی منتهی میشود، تقریباً فراموش شده بود و بعداً به آن فکر شده بود. تمهیدات دسترسی طلسم نویس به حیاطهای مختلف و اتاقهای انتظار از نوع بسیار خارقالعادهای است، از طریق راهروهای تاریک، پلههای مارپیچ و سرسامآور و شکافهای گیجکننده. وقتی مردم خود را در تالار مییابند و طبیعتاً به دنبال دسترسی به حیاطها هستند، از ساختمان عجب شیر بیرون رانده میشوند و جادو و طلسمات باید از یک پله مارپیچ در دو برج بیرونی
بالا بروند. طلسم هیچ تصوری از راهروهای تاریک بالا، از حس ظلم و ستم، کمبود هوا و دعا نور که در آنها یافت طلسم نویس میشود، نمیتوان ارائه داد. حیاطها غارهای تاریک هستند که تقریباً همیشه باید از نور مصنوعی استفاده شود. هر چیدمانی کم و بیش نامناسب است و شکایات بیوقفهای وجود دارد. حقیقت این است بهترین دعانویس شهر که کل بنا باید با شجاعت بازسازی شود. راهروهای سنگی باید دور تالار بزرگ امتداد داشته باشند که با یک ردیف پله دوتایی عظیم و عظیم بهترین دعانویس شهر به دست میآیند. این راهروها سردرود باید مستقیماً به چندین دادگاه منتهی شوند. تمام تقسیمبندیهای جادو و طلسمات کوچک راهروها، اتاقهای انتظار برای اعضای هیئت منصفه، اتاقهای بهترین دعانویس شهر انتظار برای شاهدان، که فقط گیجکننده هستند، باید برداشته شوند.
باید مجموعهای جدید از دادگاهها روی قطعه خالی ساخته شوند. تمام تقصیر از جا دادن بیش از حد در یک منطقه کوچک طلسم نویس ناشی میشود. مطمئناً چنین راهحل قهرمانانهای دیر یا زود انجام خواهد شد. نزدیک دادگاههای حقوقی، و در محلی که تمپل بار قرار داشت، مجسمه بدنام «گریفین» قرار داده شده است که هنگام نصب، طوفانی از تمسخر را برانگیخت. به سختی میتوان اهر باور کرد که این چیز عجیب و غریب، که از نوعی پایه، کمی متظاهرانهتر از یک فواره آبخوری، با هیولایی در بالا و دو آدمک کوچک در کنار آن تشکیل شده است، حدود 10،000 پوند هزینه داشته است! مرحوم آقای استریت پیشنهاد طراحی یک طاق جدید را داد که با ساختمانش هماهنگ باشد و برای رفت و آمد مناسب باشد، اما این پیشنهاد رد شد.
به نظر میرسد سرنوشت بناهای تاریخی لندن تقریباً این است که با بیاحترامی تخریب شوند و شاید به کسی در روستا فروخته شوند تا عمارتهایشان را زینت دهند. سنگهای معبد تمپل بار، پس از حدود ده بهترین دعانویس شهر سال خاک خوردن در حیاط، توسط سر اچ. موکس خریداری و به ... منتقل شدند.{۱۳۳}مکانی به نام «تئوبالدز»، نزدیک والتام دعا کراس، جایی که به عنوان دروازهای به خیابان دوباره ساخته شده است. سنگها شمارهگذاری شده بودند، اما باران تمام رنگها را شست، بنابراین معمار برای کنار هم قرار دادن آذرشهر آنها با معمای دشواری روبرو بود. گفته میشود که این بنا طلسم جلوهای بسیار چشمگیر و رضایتبخش دارد.
اما ممکن طلسم نویس است جایی برای آن در شهر پیدا شده باشد. نردههای قدیمی جلوی کلیسای سنت پاول به کسی در آمریکا فروخته شده است. طلسم آقای سالا، که داستانهای عجیب زیادی از این نوع دارد، کشف کرد که سنگهای پل قدیمی لندن برای ساخت خانهای در کنت برده طلسم نویس شدهاند و اتصالات تالار بهترین دعانویس شهر ستاره اکنون یک اتاق غذاخوری را در خانه سر ادوارد کاست تزئین میکند. در حالی که راه پله بزرگ خانه نورثآمبرلند در عمارتی در ساوت کنزینگتون قرار دارد. آقای سالا از خانهای نه چندان دور از لیتون بازارد خبر دارد که دودکش خانه روبنز در آنتورپ در آنجا نصب شده است.
- ۰ ۰
- ۰ نظر