شنبه ۲۵ بهمن ۰۴ ۱۵:۵۶ ۶ بازديد
شبیه هم بودند، یا تقریباً شبیه هم بودند، اگر یک عمل خاص برای یک کودک همیشه نتیجه یکسانی به بار میآورد، آنگاه میتوانستیم یک سیستم مطلق آموزش و پرورش تشکیل دهیم، همانطور طلسم نویس که با عناصر ثابت، علم شیمی شکل میگیرد. اما اتمهای سریع روح که پیوندهای خود را زیر نظر آن کیمیاگر، معلم، آشکار میکنند، بسیار ظریفتر از عناصری هستند که در هر آزمایشگاه طبیعت دیگری به بوته آزمایش میروند. یک شیمیدان برای شما بوی گل رز دمیده شده را تقطیر میکند، یا نفس چمنزار مشهد صبحگاهی را میگیرد و در خود حبس میکند، و این کار را جادو و طلسمات همیشه به یک شکل و با نتایج یکسان انجام میدهد.
اما هیچ هنری وجود ندارد که با آن طلسم نویس بتوان چیزی مشابه در زندگی انسان ایجاد کرد. در اینجا عنصر جدیدی وارد میشود که اقتصاد طبیعت را در این زمینه کاملاً تغییر میدهد. فردیت هر روح انسانی این عامل جدید است و به همین دلیل، تغییرپذیری بینهایت آن - زیرا هیچ دو اتمی که در کوره زندگی ریخته میشوند، هرگز یکسان نیستند، یا نمیتوانند با روشهای نیشابور یکسان به جادو و طلسمات شخصیت تبدیل شوند - به همین دلیل، هرگز نمیتوان هیچ قانون ثابتی برای تکامل یک نتیجه قطعی، در قلمرو روح، با طلسم روشهای همیشه متغیر وضع بهترین دعانویس شهر کرد. و اینجاست که خانم استون مقصر بود.
دعا او به بهترین دعانویس شهر سیستمی ایمان آورده بود، آسیابی که همه کودکان باید از آن عبور کنند، و در عبور از آن با هر کودک باید رفتار یکسانی داشته باشند، و از آن بیرون بیایند، در حالی که مهر «یکنواختی» موسسه بر آنها خورده باشد. این ایده اصلی بود که اساس سیستم آموزشی خانم استون را تشکیل میداد - یکسانسازی کودکان. دقیقاً همین چیزی که خدا و طبیعت خود را در برابر آن قرار دادهاند - هیچ دو چهره، یا شکل یا طلسم نویس قامتی؛ هیچ دو ذهن، یا قلب یا روحی که یکسان باشند، همانطور که توسط خالق بیرجند طراحی شده و توسط طبیعت ساخته شده است - یکسانسازی همه اینها هدف سیستمی بود که تحت آن "داد" شروع به تکامل کرد و بلافاصله با آن شروع به درگیری کرد.
این پسر از بیشتر بچههای کلاسی که در آن بود، بسیار باهوشتر بود. ویژگی خاص طبیعت او و محیط اطرافش قبل از ورود به مدرسه، او را به موضوعی خاص تبدیل کرده بود، چیزی فراتر از «چیزهای معمولی» که طبق قوانین مقرر طلسم شده بود. با این حال، او به این هدف نرسید، و به همان اندازه که نرسید، به همان اندازه نیز در این دوره از زندگیاش از دریافت حق و حقوق شهرکرد خود بازماند. و این یک نقص در هر سیستمی طلسم نویس یا در هر معلمی است که منحصراً با هر کارتی غیر از عقل سلیم خود، در هر مورد خاص، کار میکند.
مقصر اصلی، ابزارهایی که خانم استون علیه «داد» به کار گرفت، جادو و طلسمات نبودند، بلکه نحوهی بهکارگیری آنها و هدفی بود که با استفاده از آنها دنبال میکرد. و تو، عزیزم، که در همان مسیری قدم میزنی که خانم استون گزارش داده از آن عبور کرده، به آن طرف نگاه کن و ببین در این موارد اوضاع چطور است. و با گفتن اینکه «اما قرار است در موردش چه کار کنیم؟» خودت را هم راضی نکن، این دقیقاً همان چیزی است که برایت مقدر شده تا آن را کشف کنی، و همانطور که به موفقیت در اینجا بهترین دعانویس شهر و رودهن پاداش در آخرت امیدوار هستی، تا زمانی که به سوال پاسخ ندادهای، تسلیم نشو.
هیچ کس جز خودتان نمیتواند به این سوال پاسخ دهد. تجربه دیگران ممکن است تا حدودی به شما کمک کند، اما مشکل - و هر بار که شاگرد جدیدی دارید، طلسم نویس با مشکل جدیدی روبرو میشوید - فقط توسط طلسم خودتان قابل حل است. به تاریخچه کلاس چارت نگاه کنید، که زمزمههای احمقانه این پسر را آنقدر به خود مشغول کرد که انزجار جای انتظار را گرفت، سپس به موارد مشابهی که میشناسید فکر کنید و از خود بپرسید که در مورد آن چه خواهید کرد. درست است که کلاسها بزرگ هستند، اتاقها پر است، بعضی از دانشآموزان به شدت کسلکننده هستند.
اما هیچ هنری وجود ندارد که با آن طلسم نویس بتوان چیزی مشابه در زندگی انسان ایجاد کرد. در اینجا عنصر جدیدی وارد میشود که اقتصاد طبیعت را در این زمینه کاملاً تغییر میدهد. فردیت هر روح انسانی این عامل جدید است و به همین دلیل، تغییرپذیری بینهایت آن - زیرا هیچ دو اتمی که در کوره زندگی ریخته میشوند، هرگز یکسان نیستند، یا نمیتوانند با روشهای نیشابور یکسان به جادو و طلسمات شخصیت تبدیل شوند - به همین دلیل، هرگز نمیتوان هیچ قانون ثابتی برای تکامل یک نتیجه قطعی، در قلمرو روح، با طلسم روشهای همیشه متغیر وضع بهترین دعانویس شهر کرد. و اینجاست که خانم استون مقصر بود.
دعا او به بهترین دعانویس شهر سیستمی ایمان آورده بود، آسیابی که همه کودکان باید از آن عبور کنند، و در عبور از آن با هر کودک باید رفتار یکسانی داشته باشند، و از آن بیرون بیایند، در حالی که مهر «یکنواختی» موسسه بر آنها خورده باشد. این ایده اصلی بود که اساس سیستم آموزشی خانم استون را تشکیل میداد - یکسانسازی کودکان. دقیقاً همین چیزی که خدا و طبیعت خود را در برابر آن قرار دادهاند - هیچ دو چهره، یا شکل یا طلسم نویس قامتی؛ هیچ دو ذهن، یا قلب یا روحی که یکسان باشند، همانطور که توسط خالق بیرجند طراحی شده و توسط طبیعت ساخته شده است - یکسانسازی همه اینها هدف سیستمی بود که تحت آن "داد" شروع به تکامل کرد و بلافاصله با آن شروع به درگیری کرد.
این پسر از بیشتر بچههای کلاسی که در آن بود، بسیار باهوشتر بود. ویژگی خاص طبیعت او و محیط اطرافش قبل از ورود به مدرسه، او را به موضوعی خاص تبدیل کرده بود، چیزی فراتر از «چیزهای معمولی» که طبق قوانین مقرر طلسم شده بود. با این حال، او به این هدف نرسید، و به همان اندازه که نرسید، به همان اندازه نیز در این دوره از زندگیاش از دریافت حق و حقوق شهرکرد خود بازماند. و این یک نقص در هر سیستمی طلسم نویس یا در هر معلمی است که منحصراً با هر کارتی غیر از عقل سلیم خود، در هر مورد خاص، کار میکند.
مقصر اصلی، ابزارهایی که خانم استون علیه «داد» به کار گرفت، جادو و طلسمات نبودند، بلکه نحوهی بهکارگیری آنها و هدفی بود که با استفاده از آنها دنبال میکرد. و تو، عزیزم، که در همان مسیری قدم میزنی که خانم استون گزارش داده از آن عبور کرده، به آن طرف نگاه کن و ببین در این موارد اوضاع چطور است. و با گفتن اینکه «اما قرار است در موردش چه کار کنیم؟» خودت را هم راضی نکن، این دقیقاً همان چیزی است که برایت مقدر شده تا آن را کشف کنی، و همانطور که به موفقیت در اینجا بهترین دعانویس شهر و رودهن پاداش در آخرت امیدوار هستی، تا زمانی که به سوال پاسخ ندادهای، تسلیم نشو.
هیچ کس جز خودتان نمیتواند به این سوال پاسخ دهد. تجربه دیگران ممکن است تا حدودی به شما کمک کند، اما مشکل - و هر بار که شاگرد جدیدی دارید، طلسم نویس با مشکل جدیدی روبرو میشوید - فقط توسط طلسم خودتان قابل حل است. به تاریخچه کلاس چارت نگاه کنید، که زمزمههای احمقانه این پسر را آنقدر به خود مشغول کرد که انزجار جای انتظار را گرفت، سپس به موارد مشابهی که میشناسید فکر کنید و از خود بپرسید که در مورد آن چه خواهید کرد. درست است که کلاسها بزرگ هستند، اتاقها پر است، بعضی از دانشآموزان به شدت کسلکننده هستند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر