سه شنبه ۲۱ بهمن ۰۴ ۱۸:۲۷ ۶ بازديد
خواهیم کرد، و انحطاط اخلاقی آنها با تنزل به حالت بردگی تکمیل خواهد شد؛ طلسم نویس یعنی، با سپردن به اربابانی که برای منافع آنها مجبور به کار هستند، مانند مستعمره شما.» [دستنوشتهی مسافران حاوی اطلاعات کاملی در مورد زندانها نبود، زیرا بسیاری از آنها هنوز قصد بازدید از آنها را داشتند. با این حال، به نظر میرسد که در برخی از زندانها، حبس انفرادی مرسوم بوده است؛ در برخی دیگر، مجرمان به صورت گروهی کار میکردند؛ اما، مانند برخی از زندانهای آمریکایی، سکوت کامل اعمال هرمزگان میشد. هر مرد مجبور بود با ماسک کار کند تا ناشناخته بماند. ۱۷۰به بقیه، و در نتیجه از اثرات سختکنندهای که پیامدهای افشای شخصیت هستند، فرار کنید.] سر پیتر طلسم نویس گفت: «بخشی از سیستم ما وجود دارد که باید به شما یادآوری کنم، زیرا این
امر به شما نشان میدهد که ما با چه پشتکاری در جهت بهبود مستمر قوانین مدنی و جزایی خود تلاش میکنیم. ما این را وظیفه قضات و افسران ارشد قضایی خود میدانیم که هر از گاهی در مورد هرگونه تغییری که تجربه آنها در اجرای قوانین ما برای هر یک از آنها مطلوب میداند، با یکدیگر بحث کنند. هر گزارشی که با خرد جمعی آنها به پارلمان ارسال آذربایجان غربی شود، با نهایت احترام پذیرفته میشود؛ و اگر در مورد مصلحت پذیرش پیشنهاد آنها شکی باقی بماند، از برخی از قضات یا افسران قضایی دعوت میکنیم تا طلسم با بیان علنی دلایل توصیه خود، در مذاکرات ما به ما کمک کنند.
ما به آنها اجازه میدهیم آزادانه بحث کنند، گویی اعضای پارلمان هستند. اما البته به آنها، زیرا عضو نیستند، در تصمیم نهایی هیچ حق رأیی نمیدهیم. در واقع، او اظهار داشت: «هر زمان که ما بهترین دعانویس شهر تعیین میکنیم ۱۷۱(همانطور که ما دائماً انجام میدهیم) کمیسیونی که اختیار جمعآوری اطلاعات در مورد هر موضوع خاص را دارد و گزارشی دعا را تهیه میکند که قوانین یا رویههای جدیدی را توصیه اردبیل میکند، به اعضای آن کمیسیون اجازه میدهیم در جلسات پارلمانی ما شرکت کنند و دلایل خود را توضیح دهند. ما معتقدیم که این کار میتواند به بهترین شکل توسط همان افرادی که برای مشورت منصوب میکنیم انجام شود.
ما آنها را در واقع به عنوان اعضای پارلمان در نظر میگیریم، البته به عنوان نماینده مجلس ، با این تفاوت که به آنها قدرت رأی نمیدهیم. روزنامهها، مجلات و سایر نشریات دورهای در این کشور فراوان و ارزان هستند. در اوایل سفر مسافر، ستوان آر. اسمیت، که تصادفاً روزنامهای را که روی میز بود برداشته بود، به مطالعهی آن بسیار دعا علاقهمند شد. به نظر میرسید مقالات اصلی با احتیاط و درایت قابل توجهی نوشته شدهاند. او پرسید که آیا میتواند آن روزنامه را نمونهی مناسبی از میزان استعدادی بداند که روزنامههایشان عموماً ارائه کرج میدهند. ۱۷۲صاحبخانه پاسخ داد که به نظر او، آن روزنامه تقریباً بهترین روزنامهی آن روز بوده است.
جادو و طلسمات متصدی آن روزنامه، شخصی با شخصیت بسیار والا و دستاوردهای بزرگ بود. طلسم او گفت: «شما او را دیدید که با وزیر ارشد ما سوار بر اسب از آنجا میگذشت. ما علاوه بر مجلات و سایر نشریات، چندین روزنامه داریم که با درجات مختلفی از استعداد و از هر نوع و طیفی از احساسات سیاسی منتشر میشوند.» ستوان اسمیت گفت: بهترین دعانویس شهر «در کشور ما، رهبران ارکستر با دولتمردان ما چندان صمیمی طلسم نویس نیستند؛ در واقع، آنها به ندرت در جامعهی فرهیخته دیده میشوند. ما آن را پایینترین بخش ادبیات میدانیم. در واقع، به ندرت سردبیر یک روزنامه را یک ادیب یا حتی یک جنتلمن میدانیم.» آقای بروس (میزبانشان) گفت: «پس گمان ایلام میکنم روزنامههای شما چیزی بیش از ثبت وقایع و تبلیغات نیستند؛ و هیچ تأثیری بر احساسات عمومی کشور
ندارند.» مسافران انگلیسی گفتند: «کاملاً برعکس. روزنامهها تأثیر بسیار قاطعی دارند؛ آنقدر که هر حزبی ۱۷۳در ایالت، مراقب است که برخی از طلسم آنها را به عنوان مدافعان عقایدی که جادو و طلسمات آن جادو و طلسمات حزب مشتاق حفظ آنهاست، در حقوق خود نگه دارد: و سردبیر یک روزنامه، که اغلب اوقات عقاید یا رفتاری را که هر دعا حزب باید اتخاذ کند، تجویز میکند، بسیاری از آنها تقریباً منحصراً مطالعه خود را به مقالات طرف خودشان محدود میکنند. آقای سیبتورپ گفت: «این برای ما بسیار عجیب جادو و طلسمات است و کاملاً متناقض به نظر میرسد. امتناع شما از معاشرت با رهبران ارکستر به عنوان آقایان محترم، باید آنها را برای بهترین دعانویس شهر پذیرفته شدن در جامعه خوب بیارزش کند؛ با تأکید بیشتر و به ویژه بیارزش، نه تنها به عنوان نامناسب برای
امر به شما نشان میدهد که ما با چه پشتکاری در جهت بهبود مستمر قوانین مدنی و جزایی خود تلاش میکنیم. ما این را وظیفه قضات و افسران ارشد قضایی خود میدانیم که هر از گاهی در مورد هرگونه تغییری که تجربه آنها در اجرای قوانین ما برای هر یک از آنها مطلوب میداند، با یکدیگر بحث کنند. هر گزارشی که با خرد جمعی آنها به پارلمان ارسال آذربایجان غربی شود، با نهایت احترام پذیرفته میشود؛ و اگر در مورد مصلحت پذیرش پیشنهاد آنها شکی باقی بماند، از برخی از قضات یا افسران قضایی دعوت میکنیم تا طلسم با بیان علنی دلایل توصیه خود، در مذاکرات ما به ما کمک کنند.
ما به آنها اجازه میدهیم آزادانه بحث کنند، گویی اعضای پارلمان هستند. اما البته به آنها، زیرا عضو نیستند، در تصمیم نهایی هیچ حق رأیی نمیدهیم. در واقع، او اظهار داشت: «هر زمان که ما بهترین دعانویس شهر تعیین میکنیم ۱۷۱(همانطور که ما دائماً انجام میدهیم) کمیسیونی که اختیار جمعآوری اطلاعات در مورد هر موضوع خاص را دارد و گزارشی دعا را تهیه میکند که قوانین یا رویههای جدیدی را توصیه اردبیل میکند، به اعضای آن کمیسیون اجازه میدهیم در جلسات پارلمانی ما شرکت کنند و دلایل خود را توضیح دهند. ما معتقدیم که این کار میتواند به بهترین شکل توسط همان افرادی که برای مشورت منصوب میکنیم انجام شود.
ما آنها را در واقع به عنوان اعضای پارلمان در نظر میگیریم، البته به عنوان نماینده مجلس ، با این تفاوت که به آنها قدرت رأی نمیدهیم. روزنامهها، مجلات و سایر نشریات دورهای در این کشور فراوان و ارزان هستند. در اوایل سفر مسافر، ستوان آر. اسمیت، که تصادفاً روزنامهای را که روی میز بود برداشته بود، به مطالعهی آن بسیار دعا علاقهمند شد. به نظر میرسید مقالات اصلی با احتیاط و درایت قابل توجهی نوشته شدهاند. او پرسید که آیا میتواند آن روزنامه را نمونهی مناسبی از میزان استعدادی بداند که روزنامههایشان عموماً ارائه کرج میدهند. ۱۷۲صاحبخانه پاسخ داد که به نظر او، آن روزنامه تقریباً بهترین روزنامهی آن روز بوده است.
جادو و طلسمات متصدی آن روزنامه، شخصی با شخصیت بسیار والا و دستاوردهای بزرگ بود. طلسم او گفت: «شما او را دیدید که با وزیر ارشد ما سوار بر اسب از آنجا میگذشت. ما علاوه بر مجلات و سایر نشریات، چندین روزنامه داریم که با درجات مختلفی از استعداد و از هر نوع و طیفی از احساسات سیاسی منتشر میشوند.» ستوان اسمیت گفت: بهترین دعانویس شهر «در کشور ما، رهبران ارکستر با دولتمردان ما چندان صمیمی طلسم نویس نیستند؛ در واقع، آنها به ندرت در جامعهی فرهیخته دیده میشوند. ما آن را پایینترین بخش ادبیات میدانیم. در واقع، به ندرت سردبیر یک روزنامه را یک ادیب یا حتی یک جنتلمن میدانیم.» آقای بروس (میزبانشان) گفت: «پس گمان ایلام میکنم روزنامههای شما چیزی بیش از ثبت وقایع و تبلیغات نیستند؛ و هیچ تأثیری بر احساسات عمومی کشور
ندارند.» مسافران انگلیسی گفتند: «کاملاً برعکس. روزنامهها تأثیر بسیار قاطعی دارند؛ آنقدر که هر حزبی ۱۷۳در ایالت، مراقب است که برخی از طلسم آنها را به عنوان مدافعان عقایدی که جادو و طلسمات آن جادو و طلسمات حزب مشتاق حفظ آنهاست، در حقوق خود نگه دارد: و سردبیر یک روزنامه، که اغلب اوقات عقاید یا رفتاری را که هر دعا حزب باید اتخاذ کند، تجویز میکند، بسیاری از آنها تقریباً منحصراً مطالعه خود را به مقالات طرف خودشان محدود میکنند. آقای سیبتورپ گفت: «این برای ما بسیار عجیب جادو و طلسمات است و کاملاً متناقض به نظر میرسد. امتناع شما از معاشرت با رهبران ارکستر به عنوان آقایان محترم، باید آنها را برای بهترین دعانویس شهر پذیرفته شدن در جامعه خوب بیارزش کند؛ با تأکید بیشتر و به ویژه بیارزش، نه تنها به عنوان نامناسب برای
- ۰ ۰
- ۰ نظر