چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ ۰۹:۱۶ ۳ بازديد
که آقای هولکامب به نمایش گذاشته، که به سفارش شخصی در جورجیا و با قیمتی کمتر از یک هشتم مبلغ فوق ساخته و نصب شده است، پایینتر است. بعید است که یک دستگاه بیست فوتی از آقای هولکامب، هشت برابر یک دستگاه ده فوتی قیمت داشته باشد. نحوه نصب ساز بدیع به نظر میرسد و هیچ چیز نمیتواند از نظر سادگی یا استحکام از طلسم آن پیشی بگیرد. در واقع، با توان ۹۰۰، هیچ ناراحتی از طلسم قرار دادن یک دست روی قاب و دست دیگر روی لوله احساس نشد، اگرچه همین کار را نمیتوان فاروج با نصبی که آقای هولکامب سال گذشته استفاده کرد یا با نصب آکروماتیکهای رایج با توان ۲۰۰، بدون ناراحتی جدی انجام داد.
کمیته از آقای هولکامب درخواست میکند که به دلیل آشخانه روش جدید نصب تلسکوپهای بازتابی، او را به عنوان کاندیدای دریافت جایزه و مدال از صندوق میراث اسکات طلسم به هیئت مدیره مؤسسه فرانکلین معرفی کند. به دستور کمیته. تیموضوع لندن، چه قدیم و چه جدید، همواره جذابیت و حتی جذابیتی طلسم را ارائه داده است که آثار بیشماری که قفسههای کتابخانه را پر کردهاند، گواه آن هستند. مدخلهای زیر کلمه «لندن» تقریباً یک جلد از فهرست موزه بریتانیا را پر میکنند. این صفحات و صفحات قدیمی، خاکستری و زنگزده مانند کلیساها و تالارهایی که از آنها تجلیل میکنند، لحنی فرسوده و پوسیده دارند، گویی که آنها نیز میخواهند «مرمت» شوند؛ و نوعی ظرافت و صداقت خوشایند در سبک آثار باستانی مانند نورثاک، استرایپ، استو، پنانت و دیگران
وجود دارد که با لحن کسلکنندهتر کتابهای راهنمای مدرن در اسفراین تضاد است. این کاتبان قدیمی متعلق به آن طبقه شگفتانگیز و بیطرف، «مورخ شهرستان» طلسم نویس بودند: ویتاکر و پلات صادق و زحمتکش از این دست بودند. هیچ چیز رقتانگیزتر از سابقه این علاقهمندان فداکار نیست که طلسم پس طلسم نویس از بهترین دعانویس شهر جمعآوری طلسم نویس کمکهای مالی و وقف زندگی و خون خود برای این صفحات بزرگ، عموماً خود را با این کار ضایع کردند. اکنون، مدتها پس از آنکه پوسیده شدهاند، کتابهای قطورشان جادو و طلسمات در حراجیها با دعا قیمتهای گزافی به فروش میرسند؛ یا برخی از ویراستاران شیکپوش روزگار ما آنها را با یادداشتهای بیمزه خود دوباره منتشر میکنند و در آنها به «اشتباهات» مختلف درایاسداستِ بیچاره که چنان با ایمان و فروتنی کار میکرد، اشاره میکنند.
با بررسی نگاههای مختلف افراد به مجموعه عظیم لندن، میتوان بردسکن به گمانهزنی جالبی رسید. برای اهل مد، بهترین دعانویس شهر این میدان جادو و طلسمات چیزی بیش از یک میدان بزرگشده گروسونور یا بلگریو نیست: تداعیهای کمی، چه تاریخی و چه غیرتاریخی، دارد؛ در حالی که «چیزهای عجیب و غریب» آن میتواند به عنوان نوعی نمایش نادر برای جمعیت مفید باشد. همانطور که باسولِ عالیمقام بیان کرد، «من اغلب با این فکر که لندن چقدر برای افراد مختلف متفاوت است، خودم را سرگرم کردهام. کسانی که ذهنهای تنگنظرشان به ملاحظهی یک فعالیت خاص دعا محدود شده است، آن را فقط از طریق آن واسطه میبینند.
یک سیاستمدار آن را صرفاً به عنوان مقر حکومت در بخشهای مختلف خواف آن میبیند؛ یک دامدار آن را به عنوان بازاری وسیع برای گاو؛ یک تاجر آن را به عنوان مکانی که در آن معاملات هنگفتی بر سر «تغییر» انجام میشود؛ یک علاقهمند به نمایشهای نمایشی آن را به عنوان صحنهی باشکوه سرگرمیهای تئاتری؛ یک مرد اهل لذت آن را به عنوان مجموعهای از میخانهها و غیره و غیره؛ اما انسان روشنفکر از آن به عنوان درک کل زندگی انسان در تمام تنوع آن، که تأمل در آن پایانناپذیر است، شگفتزده میشود.» استو، میتلند، گروس، پننت، بریلی، لی هانت، به همراه جی تی اسمیت، نویسنده کتاب «پیادهروی در لندن»، پیتر کانینگهام ارزشمند و دیگر «راهنماها و دوستان»، در برخوردشان با شهر لندن، به نظر میرسد مجذوب یک شیوه خاص برخورد
بودهاند، یعنی: ردیابی تمام شخصیتها و وقایع اجتماعی و تاریخی مرتبط با نقاط خاص. این نوع تحقیق چنان با دقت دنبال شده است که نوعی ارتباط بین هر نقطه و گوشه مدرن و خاطرهای بزرگ برقرار شده است. خانههای قدیمی، مسافرخانههای قدیمی، خیابانها و حجرههای قدیمی، همگی به این ترتیب ثبت و با نقل قولهایی از کتابهای زمان خود نشان داده شدهاند. همانطور که لی هانت میگوید: «شاید هیچ نقطهای در لندن وجود نداشته باشد که گذشته به طور قابل مشاهدهای برای ما وجود نداشته باشد، چه به شکل برخی از طلسم نویس ساختمانهای قدیمی، یا حداقل به نامهای...»{x}خیابانها، یا جایی که فقدان یادبودهای ملموستر ممکن است توسط عتیقهجات جبران نشود.
کمیته از آقای هولکامب درخواست میکند که به دلیل آشخانه روش جدید نصب تلسکوپهای بازتابی، او را به عنوان کاندیدای دریافت جایزه و مدال از صندوق میراث اسکات طلسم به هیئت مدیره مؤسسه فرانکلین معرفی کند. به دستور کمیته. تیموضوع لندن، چه قدیم و چه جدید، همواره جذابیت و حتی جذابیتی طلسم را ارائه داده است که آثار بیشماری که قفسههای کتابخانه را پر کردهاند، گواه آن هستند. مدخلهای زیر کلمه «لندن» تقریباً یک جلد از فهرست موزه بریتانیا را پر میکنند. این صفحات و صفحات قدیمی، خاکستری و زنگزده مانند کلیساها و تالارهایی که از آنها تجلیل میکنند، لحنی فرسوده و پوسیده دارند، گویی که آنها نیز میخواهند «مرمت» شوند؛ و نوعی ظرافت و صداقت خوشایند در سبک آثار باستانی مانند نورثاک، استرایپ، استو، پنانت و دیگران
وجود دارد که با لحن کسلکنندهتر کتابهای راهنمای مدرن در اسفراین تضاد است. این کاتبان قدیمی متعلق به آن طبقه شگفتانگیز و بیطرف، «مورخ شهرستان» طلسم نویس بودند: ویتاکر و پلات صادق و زحمتکش از این دست بودند. هیچ چیز رقتانگیزتر از سابقه این علاقهمندان فداکار نیست که طلسم پس طلسم نویس از بهترین دعانویس شهر جمعآوری طلسم نویس کمکهای مالی و وقف زندگی و خون خود برای این صفحات بزرگ، عموماً خود را با این کار ضایع کردند. اکنون، مدتها پس از آنکه پوسیده شدهاند، کتابهای قطورشان جادو و طلسمات در حراجیها با دعا قیمتهای گزافی به فروش میرسند؛ یا برخی از ویراستاران شیکپوش روزگار ما آنها را با یادداشتهای بیمزه خود دوباره منتشر میکنند و در آنها به «اشتباهات» مختلف درایاسداستِ بیچاره که چنان با ایمان و فروتنی کار میکرد، اشاره میکنند.
با بررسی نگاههای مختلف افراد به مجموعه عظیم لندن، میتوان بردسکن به گمانهزنی جالبی رسید. برای اهل مد، بهترین دعانویس شهر این میدان جادو و طلسمات چیزی بیش از یک میدان بزرگشده گروسونور یا بلگریو نیست: تداعیهای کمی، چه تاریخی و چه غیرتاریخی، دارد؛ در حالی که «چیزهای عجیب و غریب» آن میتواند به عنوان نوعی نمایش نادر برای جمعیت مفید باشد. همانطور که باسولِ عالیمقام بیان کرد، «من اغلب با این فکر که لندن چقدر برای افراد مختلف متفاوت است، خودم را سرگرم کردهام. کسانی که ذهنهای تنگنظرشان به ملاحظهی یک فعالیت خاص دعا محدود شده است، آن را فقط از طریق آن واسطه میبینند.
یک سیاستمدار آن را صرفاً به عنوان مقر حکومت در بخشهای مختلف خواف آن میبیند؛ یک دامدار آن را به عنوان بازاری وسیع برای گاو؛ یک تاجر آن را به عنوان مکانی که در آن معاملات هنگفتی بر سر «تغییر» انجام میشود؛ یک علاقهمند به نمایشهای نمایشی آن را به عنوان صحنهی باشکوه سرگرمیهای تئاتری؛ یک مرد اهل لذت آن را به عنوان مجموعهای از میخانهها و غیره و غیره؛ اما انسان روشنفکر از آن به عنوان درک کل زندگی انسان در تمام تنوع آن، که تأمل در آن پایانناپذیر است، شگفتزده میشود.» استو، میتلند، گروس، پننت، بریلی، لی هانت، به همراه جی تی اسمیت، نویسنده کتاب «پیادهروی در لندن»، پیتر کانینگهام ارزشمند و دیگر «راهنماها و دوستان»، در برخوردشان با شهر لندن، به نظر میرسد مجذوب یک شیوه خاص برخورد
بودهاند، یعنی: ردیابی تمام شخصیتها و وقایع اجتماعی و تاریخی مرتبط با نقاط خاص. این نوع تحقیق چنان با دقت دنبال شده است که نوعی ارتباط بین هر نقطه و گوشه مدرن و خاطرهای بزرگ برقرار شده است. خانههای قدیمی، مسافرخانههای قدیمی، خیابانها و حجرههای قدیمی، همگی به این ترتیب ثبت و با نقل قولهایی از کتابهای زمان خود نشان داده شدهاند. همانطور که لی هانت میگوید: «شاید هیچ نقطهای در لندن وجود نداشته باشد که گذشته به طور قابل مشاهدهای برای ما وجود نداشته باشد، چه به شکل برخی از طلسم نویس ساختمانهای قدیمی، یا حداقل به نامهای...»{x}خیابانها، یا جایی که فقدان یادبودهای ملموستر ممکن است توسط عتیقهجات جبران نشود.
- ۰ ۰
- ۰ نظر